این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «این مدت» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
خیلی وقته که فرصت نکردم بنویسم.یه مرت که درگیر امتحانات و مراقبت بودم.10 بهمن تولد 30 سالگیم بود و یهویی تصمیم گرفتم جشن بگیرم و یه جشن با دوستان گرفتیم باضافه خاله و مامانجونی و زن عمو و دخترخاله محبوبه.مامان ایران و عمه هم نب
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
موضوع «1396» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
سال جدید هم اومد و 14 روزم ازش گذشت و من اومدم سرکار.امسال خیلی بیشتر ذوق عید و عیدیدنی و عیدی گرفتن داشتی.مسافرتی نرفتیم جز تهران وسمنان.از یزد مهمون داشتیم.یه پسرش همایون بود و تو میگفتی هیامونسیزده بدر هم با مامانجونی و خاله
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
سلام
بعد مدتها اومدم تا بنویسم.این مدت سرکار سرم خیلی شلوغ بود و فرصت نمیکردم بنویسم-مرداد ماه هم دو هفته تعطیل شدیم ار12 مرداد تا28 ام.امسال خیلی خوب بود دوتا دوهفته تعطیل شدیم و شما هم کلی صفا کردی.این دو هفته صرف اثاث کشی شد و رفتیم آپارتمان.
-از 15 مرداد که رفتیم خونه جدی شما شبا جدا میخوابی.گاهی شبا میای اتاق ما و الکی میگی دلم درد میکنه و پیش ما میخوابی! منم سخت نمیگیرم.ولی هرشب موقع خواب میام پیشت و روتختت برات قصه میگم تا خوابت ببره و بعد میام اتاق خودمون.
-16شهریور سومین سالگرد فوت باباجونیت بود و ناهار مهمون داشت مامن ایران.شب هم تهران خونه دوست بابا دعوت شدیم.که غروب بعد مزار رفتیم تهران.شب هم موندیم و تو کلی حال کردی با ریحانه.صبح هم شهربازی و ناهار بیرون خوردیم و بعد ناهار رفتیم گرمابسرد خونه وبلایی باباجونی.
-ریحانه یه داداشش 3 ماهه داشت.بهت گفتم دوست داری برای توام داداش بیاریم.برگشتی گفتی نه ابجی.گفتم چرا داداش خوبه، گفتی نه داداش یاشه میره تو کوچه وشما نمیذارین من برم
-17 شهریورم که سالگرد ازدواجمون بود
-خونه ویلایی باباجونیشون هم تکمیل شده تقریبا و چند هفته ای میشه آخر هفته ها میریم و تو حسابی عاشق اونجایی.چون کلی خاک بازی میکنی و ....
- هفته اول که رفتیم و اومدیم یروز رفته بودی خونه مامان ایران و مامانی هی بهت مبگفته دستت کثیفه نزن به مبل.بعد تو زیر لب غر میزدی با این خونه زشتش هی هم میگه دست نزن .ما همش میریم ویلا باون قشنگی
یبارم گفتی بهش غذا چی داریم ؟گفته لوبیا پلو.گفتی بااین غذاهات ما همش ویلا کباب میخوریم
- این هفته هم پنجشنبه 23شهریور رفتیم اردبیل با مامانجونی و باباجونی.بابا از سمت اداره هتل داشت سرعین.شب اول فومن خوابیدیم و صبحم تالش دریا ر
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
سه شنبه اذان مغرب عزیز بابا،مادر پدری،برحمت خدا رفت.
حیف که شما خیلی ندیدی و یادت نیس
برچسب: عزیز ویسی,عزیز نسین,عزیزم,عزیز ویسی 2016,عزیزم کجایی,عزیز جعفری,عزیز,عزیز کاسب,عزیزترین فتانه,عزیز انصاری,
نویسنده: رادین باقریان
برچسب: خانم شکمو,بازی خانم شکمو,
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
برچسب: منگنه,منگنه کوب دستی,منگنه کوب بادی,منگنه به انگليسي,منگنه کوب برقی,منگنه بادی,منگنه برقی,منگنه کش,منگنه کوب شارژی,منگنه لوپ,
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان
برچسب:
نویسنده: رادین باقریان